گنجور

فردوسی » شاهنامه » رزم کاووس با شاه هاماوران » بخش ۲

 

ازان پس به کاووس گوینده گفتکه او دختری دارد اندر نهفت
که از سرو بالاش زیباترستز مشک سیه بر سرش افسرست
به بالا بلند و به گیسو کمندزبانش چو خنجر لبانش چو قند
بهشتیست آراسته پرنگارچو خورشید تابان به خرم بهار
نشاید که باشد به جز جفت شاهچه نیکو بود شاه را جفت ماه
بجنبید کاووس را دل ز جایچنین […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی