گنجور

ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱

 

ای قبهٔ گردندهٔ بی‌روزن خضرابا قامت فرتوتی و با قوت برنا
فرزند توایم ای فلک، ای مادر بدمهرای مادر ما چونکه همی کین کشی از ما؟
فرزند تو این تیره تن خامش خاکی استپاکیزه خرد نیست نه این جوهر گویا
تن خانهٔ این گوهر والای شریف استتو مادر این خانهٔ این گوهر والا
چون کار خود امروز در این […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ناصرخسرو
 

ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸

 

شاخ شجر دهر غم و مشغله بار استزیرا که بر این شاخ غم و مشغله بار است
آنک او چو من از مشغله و رنج حذر کردبا شاخ جهان بیهده شورید نیارست
با شاخ تو ای دهر و به درگاه تو اندرما را به همه عمر نه کار است و نه بار است
چون بار من، ای سفله، […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ناصرخسرو