گنجور

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۴۷۸

 

ای چشم تو دلفریب و جادودر چشم تو خیره چشم آهو
در چشم منی و غایب از چشمزآن چشم همی‌کنم به هر سو
صد چشمه ز چشم من گشایدچون چشم برافکنم بر آن رو
چشمم بستی به زلف دلبندهوشم بردی به چشم جادو
هر شب چو چراغ چشم دارمتا چشم من و چراغ من کو
این چشم و دهان و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی