گنجور

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۱۱۶

 

گر صبر دل از تو هست و گر نیستهم صبر که چاره دگر نیست
ای خواجه به کوی دلستانانزنهار مرو که ره به در نیست
دانند جهانیان که در عشقاندیشه عقل معتبر نیست
گویند به جانبی دگر رووز جانب او عزیزتر نیست
گرد همه بوستان بگشتیمبر هیچ درخت از این ثمر نیست
من درخور تو چه تحفه آرمجانست و بهای […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی