گنجور

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۵ - گفتار اندر داستان خسرو و شیرین

 

کهن گشته این نامهٔ باستانز گفتار و کردار آن راستان
همی نوکنم گفته‌ها زین سخنز گفتار بیدار مرد کهن
بود بیست شش بار بیور هزارسخنهای شایسته و غمگسار
نبیند کسی نامهٔ پارسینوشته به ابیات صدبار سی
اگر بازجویی درو بیت بدهمانا که کم باشد از پانصد
چنین شهریاری و بخشنده‌ایبه گیتی ز شاهان درخشنده‌ای
نکرد اندرین داستانها نگاهز بدگوی و بخت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۹ - حکایت

 

جوانی هنرمند فرزانه بودکه در وعظ چالاک و مردانه بود
نکونام و صاحبدل و حق پرستخط عارضش خوشتر از خط دست
قوی در بلاغات و در نحو چستولی حرف ابجد نگفتی درست
یکی را بگفتم ز صاحبدلانکه دندان پیشین ندارد فلان
برآمد ز سودای من سرخ رویکز این جنس بیهوده دیگر مگوی
تو در وی همان عیب دیدی که هستز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی