گنجور » برچسبها » تصنیف

گنجور

ملک‌الشعرای بهار » گزیده اشعار » تصنیف مرغ سحر

 

مرغ سحر ناله سر کنداغ مرا تازه‌تر کن
زآه شرربار این قفس رابرشکن و زیر و زبر کن
بلبل پربسته! ز کنج قفس درآنغمهٔ آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصهٔ این خاک توده راپر شرر کن
ظلم ظالم، جور صیادآشیانم داده بر باد
ای خدا! ای فلک! ای طبیعت!شام تاریک ما را سحر کن
نوبهار است، گل به بار استابر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶

 

مردان خدا پردهٔ پندار دریدندیعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند
هر دست که دادند از آن دست گرفتندهر نکته که گفتند همان نکته شنیدند
یک طایفه را بهر مکافات سرشتندیک سلسله را بهر ملاقات گزیدند
یک فرقه به عشرت در کاشانه گشادندیک زمره به حسرت سر انگشت گزیدند
جمعی به در پیر خرابات خرابندقومی به بر شیخ مناجات […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۳

 

گر عارف حق بینی چشم از همه بر هم زنچون دل به یکی دادی، آتش به دو عالم زن
هم نکتهٔ وحدت را با شاهد یکتاگوهم بانگ اناالحق را بر دار معظم زن
هم چشم تماشا را بر روی نکو بگشاهم دست تمنا را بر گیسوی پر خم زن
هم جلوهٔ ساقی را در جام بلورین بینهم بادهٔ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی