گنجور

منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۵۱ - در مدح علی‌بن محمد

 

شبی گیسو فروهشته به دامنپلاسین معجر و قیرینه گرزن
بکردار زنی زنگی که هرشببزاید کودکی بلغاری آن زن
کنون شویش بمرد و گشت فرتوتاز آن فرزند زادن شد سترون
شبی چون چاه بیژن تنگ و تاریکچو بیژن در میان چاه او من
ثریا چون منیژه بر سر چاهدو چشم من بدو چون چشم بیژن
همی‌برگشت گرد قطب جدیچو گرد بابزن […]


متن کامل شعر را ببینید ...

منوچهری