گنجور

سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۶ - حکایت دانشمند

 

فقیهی کهن جامهٔ تنگدستدر ایوان قاضی به صف بر نشست
نگه کرد قاضی در او تیز تیزمعرف گرفت آستینش که خیز
ندانی که برتر مقام تو نیستفروتر نشین، یا برو، یا بایست
نه هر کس سزاوار باشد به صدرکرامت به جاه است و منزل به قدر
دگر ره چه حاجت ببیند کست؟همین شرمساری عقوبت بست
به عزت هر آن کاو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی