گنجور

سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در ستایش سلطان سنجر

 

خاک را از باد بوی مهربانی آمدستدر ده آن آتش که آب زندگانی آمدست
نرگس مخمور بوی خوش ز طبعی خواستستبنده و آزاد سرمست جوانی آمدست
باغ مهمان دوست برگ میزبانی ساختستمرغ اندک زاد در بسیار دانی آمدست
باد غمازست و عطاری کند هر صبحدمآن تواناییش بین کز ناتوانی آمدست
آتش لاله چرا افروخت آب چشم ابرکبرا از خاصیت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی