گنجور

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۱۸۷

 

هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزدوین طبع که من دارم با عقل نیامیزد
آن کس که دلی دارد آراسته معنیگر هر دو جهان باشد در پای یکی ریزد
گر سیل عقاب آید شوریده نیندیشدور تیر بلا بارد دیوانه نپرهیزد
آخر نه منم تنها در بادیه سوداعشق لب شیرینت بس شور برانگیزد
بی بخت چه فن سازم تا برخورم از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی