گنجور

مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۹ - نگریستن عزرائیل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان و تقریر ترجیح توکل بر جهد و قلت فایدهٔ جهد

 

زاد مردی چاشتگاهی در رسیددر سرا عدل سلیمان در دوید
رویش از غم زرد و هر دو لب کبودپس سلیمان گفت ای خواجه چه بود
گفت عزرائیل در من این چنینیک نظر انداخت پر از خشم و کین
گفت هین اکنون چه می‌خواهی بخواهگفت فرما باد را ای جان پناه
تا مرا زینجا به هندستان بردبوک بنده کان طرف […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی