گنجور

فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید (گزیدهٔ ناقص) » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - در مدح شمس الکفات خواجه ابوالقاسم احمد بن حسن میمندی

 

آمد آن نو بهار توبه شکنبازگشتی بکرد توبهٔ من
دوش تا یار عرضه کرد همیبر من آن عارض چو تازه سمن
گفت وقت گلست باده بخواهزان سمن عارضین سیمین تن
بشکند توبهٔ مرا ترسمچه توان کرد گو برو بشکن
توبه را دست و پای سست کندلالهٔ سرخ و بادهٔ روشن
خاصه اکنون که باز خواهد کردسوسن و گل به باغ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فرخی سیستانی