گنجور » برچسبها » احساس

گنجور

سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲ - گفتار اندر نواخت ضعیفان

 

پدرمرده را سایه بر سر فکنغبارش بیفشان و خارش بکن
ندانی چه بودش فرو مانده سخت؟بود تازه بی بیخ هرگز درخت؟
چو بینی یتیمی سر افکنده پیشمده بوسه بر روی فرزند خویش
یتیم ار بگرید که نازش خرد؟وگر خشم گیرد که بارش برد؟
الا تا نگرید که عرش عظیمبلرزد همی چون بگرید یتیم
به رحمت بکن آبش از دیده پاکبه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی