گنجور

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۷

 

گویند بهشت و حورعین خواهد بودآنجا می و شیر و انگبین خواهد بود
گر ما می و معشوق گزیدیم چه باکچون عاقبت کار چنین خواهد بود


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳

 

می‌دمد صبح و کله بست سحابالصبوح الصبوح یا اصحاب
می‌چکد ژاله بر رخ لالهالمدام المدام یا احباب
می‌وزد از چمن نسیم بهشتهان بنوشید دم به دم می ناب
تخت زمرد زده است گل به چمنراح چون لعل آتشین دریاب
در میخانه بسته‌اند دگرافتتح یا مفتح الابواب
لب و دندانت را حقوق نمکهست بر جان و سینه‌های کباب
این چنین موسمی عجب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ - از زبان اهل خراسان به خاقان سمرقند رکن‌الدین قلج طمغاج خان پسرخواندهٔ سلطان سنجر

 

به سمرقند اگر بگذری ای باد سحرنامهٔ اهل خراسان به بر خاقان بر
نامه‌ای مطلع آن رنج تن و آفت جاننامه‌ای مقطع آن درد دل و سوز جگر
نامه‌ای بر رقمش آه عزیزان پیدانامه‌ای در شکنش خون شهیدان مضمر
نقش تحریرش از سینهٔ مظلومان خشکسطر عنوانش از دیدهٔ محرومان تر
ریش گردد ممر صوت ازو گاه سماعخون شود مردمک […]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری