حزین لاهیجی » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲۴۱

خون گر نخورد زان لب میگون، چه کند کس؟

مژگان تر و لب تشنه و دل خون، چه کند کس؟

از دست برون رفته عنان داری اشکم

طوفان بهار است، به جیحون چه کند کس؟