تیغت از فرق مبتلا رفته
از سرم سایه هما رفته
بس که بیگانه مشربان دیدم
از لبم حرف آشنا رفته
۳
رفته بر پیکرم ز گردش چرخ
آنچه بر دانه ز آسیا رفته
از میان رفته ایم تا من و دل
جم و جام جهان نما رفته
طاق ابروی اوست کعبه ما
دل به آن قبلهٔ دعا رفته
۶
نگهم تا به خاک درگه او
به تکاپوی توتیا رفته
مستی افزاست نغمهٔ تو حزین
دل ازین طرز آشنا رفته