حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۷۹۹

تیغت از فرق مبتلا رفته

از سرم سایه هما رفته

بس که بیگانه مشربان دیدم

از لبم حرف آشنا رفته

۳

رفته بر پیکرم ز گردش چرخ

آنچه بر دانه ز آسیا رفته

از میان رفته ایم تا من و دل

جم و جام جهان نما رفته

طاق ابروی اوست کعبه ما

دل به آن قبلهٔ دعا رفته

۶

نگهم تا به خاک درگه او

به تکاپوی توتیا رفته

مستی افزاست نغمهٔ تو حزین

دل ازین طرز آشنا رفته