صامت بروجردی » کتاب نوحه‌های سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه) » شمارهٔ ۲۷ - نوحه‌ی دیگر

آه که صد پاره جگر شد حَسن

داد ز زن، داد ز بیدادِ زن!

زهرِ معاویهٔ کافر ز سَر

کرد جهان را همه بیت‌الحَزن

شیرِ خدا، پادشهِ «لو کُشِف»!

جانبِ یثرب بشتاب از نجف

آمده با فوجِ مَلَک، صف به صف

وردِ زبان کرده همه با اَسَف:

آه که صد پاره جگر شد حسن

گم شده از عرشِ برین، گوشوار

غم شده با احمدِ مختار، یار

جانبِ جبریلِ امین گوش‌ دار

گرید و گوید ز غمِ زار، زار:

آه که صد پاره جگر شد حسن

بوالبشر از خجلتِ خیرُالبشر

بر سرِ زانو بنهاده است سَر

نوح از این داغ شده نوحه‌گر

گرید و گوید به دو چشمانِ تر:

آه که صد پاره جگر شد حسن

کرده سه جا حضرتِ خیرُالنسا

بیرقِ ماتم، عَلمِ غم به‌پا

گه به خراسان و گهی کربلا

گه به مدینه به سرِ مجتبی:

آه که صد پاره جگر شد حسن