کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۳۷۳

آسوده تنی کز تو بتیمار بود

شادان دل آن کز تو بغم خوار بود

آن تن که نه خستۀ تو افگار بود

وان دل که نه کشتۀ تو مردار بود