عنصری » قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید » شمارهٔ ۱۴۱

چون دو رخ او گر قمرستی بفلک بر

خرشید یکی ذرّه ز نور قمرستی

چون دو لب او گر شکرستی بجهان در

صد بدرۀ زر قیمت یک من شکرستی