مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷۰ - ثنای سلطان علاء الدوله مسعود

شاد باش ای شاه عالم شاد باش

با بتان دلبر نوشاد باش

شاه مسعودی و تا باشد جهان

در سعادت خرم و آباد باش

مقتدای پادشاهانی به ملک

شهریاران را به عدل استاد باش

ملک همزاد تو آمد تو به ناز

در تن این نازنین همزاد باش

خلق گیتی بنده و آزاد تست

دستگیر بنده و آزاد باش

عدل بنیادیست عالی ملک را

تو به حق معمار آن بنیاد باش

در درنگ و حزم ثابت کوه شو

در شتاب و عزم نافذ باد باش

نصرت اندر آبگون پولاد تست

ناصر این آبگون پولاد باش

تا به داد و دین بود پاینده ملک

قطب دین و پیشگاه داد باش

تا عمل نیکو بود پاینده ملک

تو بر نیکان به نیکی یاد باش

همچنین با عزم و حزم جزم زی

همچنین با دست و طبع راد باش

عالم از انصاف تو شادست شاد

شاد باش ای شاه عالم شاد باش