مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۳۲

خواهیم یارا کامشب نخسپی

حق خدا را کامشب نخسپی

چون سرو و سوسن تا روز روشن

خوبیم و زیبا کامشب نخسپی

۳

یار موافق تا صبح صادق

شاهی و مولا کامشب نخسپی

ای ماه پاره همچون ستاره

باشی به بالا کامشب نخسپی

از حسن رویت و از لطف مویت

خواهد ثریا کامشب نخسپی

۶

چون دید ما را مست تو یارا

نالید سرنا کامشب نخسپی

چون روز لالا دارد علالا

کوری لالا کامشب نخسپی

در جمع مستان با زیردستان

بگریست صهبا کامشب نخسپی

قومی ز خویشان گشته پریشان

بهر تو تنها کامشب نخسپی