صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۶۴

حیات من سخنهای دلنشین باشد

غذای من چو صدف گوهر ثمین باشد

به لعل در جگر سنگ آب ورنگ رسید

برای رزق چرا کس دگرغمین باشد

۳

به چشم مور اگر سرمه ای مفت است

ز خرمنی که ازو برق خوشه چین باشد

به جرم پاکی گوهر ز چشمه خورشید

چولعل قسمت من آب آتشین باشد

شکوفه ید بیضا که صبح اعجازست

نظر به ساعد او صبح اولین باشد

کباب شد دل بلبل ز نغمه ات صائب

ترقی نفس آتشین همین باشد