بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۳

چیست آدم مفرد کلک د‌بیرستان رب

کاینهمه اوضاع اسمارست ترکیبش سبب

زادهٔ علم موالیدش جهان ماء و طین

لم‌یلد لم‌یولدش آیینهٔ اصل و نسب

از تصنع‌گر همه ما و تو آرد بر زبان

میم و نون دارد همان شکل‌ گشاد و بست لب

احتمالات تمیزش وهم چندین خیر و شر

آفتابی در وبال تهمت رأس و ذنب

آن سوی کون و مکان طیار پرواز انتظار

شش‌جهت وارستگی‌ آغوش و آزادی طلب

آهوان دشت فطرت را خیال او، ختن

کارگاه شیشهٔ افلاک را فکرت حلب

نور از او بی‌احتجاب و ظلمت از وی بی‌کلف

ذات عالمتاب او خورشید روز و ماه شب

حاصل رد وقبول انقسام خوب و زشت

انفعالش دوزخ و اقبال فردوس طرب

شور عشق از فتنه‌آهنگان قانون دماغ

شرم حسن از سایه‌پروردان مژگان ادب

از هزار آیینه یک نور یقینش منعکس

از دو عالم نسخه‌اش یک نقطهٔ دل منتخب

با همه سامان قدرت شخص تسلیم اعتبار

با کمال‌ کبریایی پیکر بیدل لقب