عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۲۵

گر مَردِ رهی، میانِ خون باید رفت

وز پای فتاده، سرنگون باید رفت

تو پای به ره در نِه و از هیچ مپرس

خود راه بگویدت که چون باید رفت