مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۹

هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود

هر چه کشت افزاست آتش چون بود

نقش‌هایی که نگارد آن نگار

عقل آن را جز که مفرش چون بود

۳

شربتی را کو به مست خود دهد

جز لطیف و پاک و دلکش چون بود

کشتی شش گوشه‌ست این شش جهت

بحر بی‌پایان در این شش چون بود

نرگس چشمی کز این بحر آب یافت

در شناس بحر اعمش چون بود

۶

چون گشادی یافت چشمی در رضا

از سخط هر لحظه اخفش چون بود

هین خموش و از خمول حق بترس

مؤمن اقبال مرعش چون بود