خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۲۶

همه درگاه خسروان دریاست

یک صدف نیّ و صد هزار نهنگ

کشتی آرزو درین دریا

نفکند هیچ صاحب فرهنگ

یک گهر ندهد و به جان ستدن

هر زمان باشدش هزار آهنگ

در پناه خرد نشین که خرد

گردن آز راست پالاهنگ

تو و کُنجی، نه صدر و نه ایوان

تو و نانی، نه میر و نه سرهنگ