رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰۱

ترنج بیدار اندر شده به خواب گران

گل غنوده برانگیخته سر از بالین

هر آنکه خاتم مدح تو کرد در انگشت

سر از دریچه زرین برون کند چو نگین