به خاکها در بسیار جویی این گوهر
که آب کرد به افسوس از کفت بیرون
ز قصد چرخ به شهزاده این مقرر شد
که خوف واجب باشد ز شر خصم زبون
این ابیات از قصیده شماره ۳۱ ذیل در گنجور با مطلع (سزا بود که شود اشک ملک و دولت خون) میباشد.