برهان هدی صدر جهان ای همه ساله
اوهام بشر زیر و جلالت به زبر بر
عالی همه قدر تو و آوازه فلک را
شیرین همه لفظ تو و تهمت به شکر بر
چون حلقه بود بیسر و بیپای هر آن کس
کز حضرت تو ماند چون حلقه به در بر
اعراب و نقط خنجر و زوبین زند و نیش
آن را که خلاف تو نوشتند به سر بر
کآن از چه قبل گشت غنی زآنکه از ایشان
در وی نظری کرد نوالت به گذر بر
گر بر اثر جود تو صد ساله روم ره
ننهم قدمی جز که به زر و به گهر بر
یک مهر سر کیسه انعام گشادی
خلقی ز تو چون مهر نشینند به زر بر
چون روی زمین رای تو را یافت عجب نیست
گر باز زند نور به رخسار قمر بر
چون وقت شد ای صدر که لاله به بهاران
از لعل زند کُه را طرفی به کمر بر
از طوطی هر کشتی بربود تف مهر
آن سوسن کافور که میرست به بر بر
ما را تویی ای صدر دل و آب از این روی
از دل طلبیدم که نبودم به جگر بر
هر چند دهی آب زیانی نکنی زآنک
افزونتر از آن هست به این قطعه اثر بر