ای به بخشش عریض دعویهات
هیچ دانی به معرض چه دری
روبه مادهای یکی هشدار
هان که بر پای شیر میسپری
از پی انتظار کیمختی
مدتی روزگار من ببری
همچنین میدهد مرا کیمخت
ای دهانت چو حوض چرمگری
از تو کیمخت چون طمع دارم
که چو کیمخت آب میبخوری