یا رب گشاده دار در شاه شرع را
آن را که دست بخل جز او در جهان نبست
دیگر چون زاو گذشتی هستند عاملی (؟)
در حفظ مال هشیار از جام بخل مست
کرده به شعر من همه دست از طمع دراز
هرگز به یک عطای کسم نارسیده دست
در مسند خساست از جنس این گروه
هرگز کسی نشیند یا پیش از این نشست
خواهد کاهل فضل و هنر نان خود خورند
وآنگه ثنای ایشان گویند .... هست