زبده گیتی مجیرالدین پناه اهل فضل
ای خداوندی که قدرت پای بر جوزا نهاد
تو یکی دریای اقبالی و اندر طبع توست
هر گهر کایزد به صنع خویش در دریا نهاد
در شگفتم زاین که آخر خطه خوارزم را
بس نبد جیحون که دریا نیز روی آنجا نهاد