رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۱۱

بس که بر دیده ز دل قافله خون گذرد

تا یکی لحظه ز هجران تو بیرون گذرد

ای عجب تا به فراق انده عمرافزایی

که مرا بی‌تو شبی سالی افزون گذرد

به رخ روز نمایت شب من نتوان گفت

شرح آن کآن ز چه سان و به چه قانون گذرد

حال شب‌های مرا همچو منی داند و بس

تو چه دانی که شب سوختگان چون گذرد

مشک در طره شب‌رنگ تو حیران ماند

باد بر عارض پرنور تو مفتون گذرد

همچو گل جمله تن خنده شوم از شادی

ز نسیمی که بر آن عارض گلگون گذرد

عشق در عهد جمال تو به هر سو که رود

همه بر جان کباب و دل محزون گذرد

گر به جز غمزه تو جست دلم چون ماند

کار این درد که از مرهم و افسون گذرد

تا به آن سُده رسد ناله که‌تر یا نی

اندر این نیست شکی خود که ز گردون گذرد

سُده میر مقرب سر اشراف جهان

که رجا نزدش عور آید و قارون گذرد

یا رب آن ساعت فرخنده که با طالع سعد

او هم از بخت به آن مرکب میمون گذرد

مهرگویی که همی تیغ زند از سر کوه

کوه گویی که همی بر رخ هامون گذرد

هست بیمار ز افلاس بسی کس امروز

او بر این نوع کسی زاهل هنر چون گذرد

سیم فرماید و زر بخشد و اسباب دهد

تا در آن ساعت بر طبع چه معجون گذرد

سرورا تو به کرم عمر رهی را افزای

زآن که خود عمر عدوی تو هم اکنون گذرد

هر دم از عشق ثنای تو چنان شاعر شد

که مرا نیز همین بر لب موزون گذرد

صورت لیلی ماند که کمالی دارد

هر که از وی گذرد خود همه مجنون گذرد

در سفینه سخن خویش به آن ثبت کنم

تا مگر روزی بر دست همایون گذرد

ز سفینه نبود چاره ولی شعر مرا

چون کنم قصد که بر دجله و جیحون گذرد

بر در تو چو ببیند خَدَمت را حاسد

لابه‌ها کرده ز غم با قد چون نون گذرد

روز در جستن روزی به سر آرد دشمن

شبش اندر غم و در خوف شبیخون گذرد

عمر این بنده که بر مدح تو وقف است آخر

چند در حسرت درگاه تو مغبون گذرد

گه به آن حادثه گردش ایام رسد

گه بر او نایبه اختر وارون گذرد

از تراجع نه عجب گر پس از این از لفظش

عوض مدحت تو گوهر مکنون گذرد

عیب مشمر شغب و ناله ز بی‌خردگی‌ای

کز فلک بر سر این خسته محزون گذرد

کم ز صابون نبود کف که بر آرد ز غضب

مالش دست چو بر پیکر صابون گذرد

به سوی جود تو این نامه نوشتم تا بوک

خاطرت روزی بر حاصل مضمون گذرد

چشم تشریف عزیز تو بر این خار افتد

نظر همت عالیت بر این دون گذرد

برسیدم به مدیح تو و کی یابد بار

هر گدایی که به درگاه فریدون گذرد