عایشهٔ مقریه » رباعیات » شمارهٔ ۱۴

ترسم برود یار و مرا بگذارد

تا پرده ز روی کار من بردارد

لیکن به کجا رود که درد دل من

از نیم‌رهش چو خونیان باز آرد