عایشهٔ مقریه » رباعیات » شمارهٔ ۱۰ - در رنجوری معشوق گوید

گردون ز پی تب تو یارب دارد

بر چهره خود هزار کوکب دارد

ای جان و جهان و ای دل و دیده من

نازک تن تو چه طاقت تب دارد؟