چون ملک عمادالدین به خدمت درگاه سلطان رسید او را اکرام فرمود و به مواعید خوب مستظهر گردانید اما کار کرمان از دست بیرون شده بود و ملک معظم قوام الدنیا و الدین بعد از فراغ مصاف خطا و ظفر سلطان ذکر کرمان کرده بود و تجدید عهد ملک کرمان، ملک عمادالدین را وعده ملک فارس دادند و قرب یک سال تمام ملک عمادالدین در سمرقند و خراسان بماند، هم در ماه اردیبهشت سنه ثلاث و ستمائه باز به کرمان آمد بر راه طبس بعد از آنکه خواجه قوام الدین به راه سیستان با نصرت الدین کبود جامه و لشکری تمام به کرمان رسیده بود و ولایت گرمسیر جیرفت و مغون از دست شبانکاره باز گرفته و به در بم آمده به محاصره غز، و در مدت مقام ملک عمادالدین در خدمت سلطان از حضرت سلطان خواجه قوام الدین را منصب بیفزودند و اسم ملکی بر وی نهادند و او را به ملک معظم خطاب کردند و لشکری به وی دادند و به کرمان فرستادند، در ماه رمضان سنه تسع و ستمائه از زوزن روانه شد و در اواخر شوال به جیرفت رفت و حصار که شبانکاره ساخته بود مسلم کرد و جمعی از سوار و پیاده از آن امیر قطب الدین مبارز که در حصار بودند بیرون آوردند و برهنه کردند و باز ایگ فرستادند و در اواخر ذوالقعده لشکر به در بم کشید و غز میان مقام و گریز فروماند. قضای بد ایشان را رای حصار دادی و جنگ پیش نهاد و در شهرستان بم شدند لشکر بیرون لشکری تمام بود، مردان کار و دو سردار چون ملک معظم فیلسوف جهان و نصرت الدین کبودجامه که مردی فیروزجنگ است به یک بار دو حصار شهرستان زیر و زبر و منهدم کردند. غز فریاد برآورد و ولایت تسلیم کرد و بیرون امد.
در منتصف ذی الحجه سنه تسع و ستمائه و ملک عجمشاه بر صوب سیستان با فوجی حشم غز رفت تا خود به کجا رسد. و ملک معظم و نصرت الدین کبودجامه به مواقع ساردویه و جشار آمدند و آنجا مقام کردند چه علف لشکر بسیار بود تا آخر ماه محرم سنه عشر و ستمائه پس از آنجا کوچ کردند و به در بافت شدند و در اول ماه صفر روز یکشنبه موافق با سیزدهم ماه تیر سنه ثلاث و ستمائه مگر اشارتی از حضرت جلت صادر شده بود به هلاک کبودجامه، آنجا فرصت یافتند و او را هلاک کردند و چون به حکم فرمان بود لشکر و حشم او نطق نزدند و هیچ حرکت نکردند و بنه و اسباب او از اسب و شتر و زرینه و سیمینه همه تفصیل کردند و خزانه سلطان را ذخیره کردند و به مبارک روز سه شنبه دهم ماه صفر سنه عشر و ستمائه موافق با روز باد ماه تیر سنه ثلاث و ستمائه در شهر بردسیر دارالملک آمد.