افضل‌الدین کرمانی » المضاف الی بدایع الازمان فی وقایع کرمان » بخش ۸ - قصه رفتن ملک عمادالدنیا و الدین محمد زیدان به حضرت سلطان

خواجه رضی چون لشکر به کرمان می‌فرستاد قرار بر آن بود که ملک محمد شهر بردسیر و قلاع تسلیم کند و خود به خدمت سلطان شود، مدتی آن سخن می‌گفتند و از جهت حضور تکین‌تاش و لشکر فارس میسر نمی‌شد، چون تکین‌تاش بازگشت و از خراسان لشکری تمام برسید و استدعا متواتر شد ملک عمادالدنیا محمد عزیمت مصمم کرد و روز پنجشنبه اول ماه اردیبهشت سنه اثنتین و ستمائه موافق با هشتم ما ذوالقعده سنه ثمان و ستمائه روی به راه آورد و روانه شد با خواص خدم و خول خویش فارسی و کرمانی تا حق تعالی چه خواسته است و چه تعبیه کرده، وله الحکم فی عباده و بلاده.