افضل‌الدین کرمانی » بدایع الزمان فی وقایع الکرمان » بخش ۱۷ - گفتار در ذکر جلوس ملک ارسلان بر سریر دارالملک بردسیر کرت دیگر

بعد از توجه ملک بهرام‌شاه به جانب دارالملک بم، ملک ارسلان در دارالملک بردسیر آمد، و وزیر او در لشکرگاه جوانی بود اصفهانی از اسباط نظام الملک و زیادت هدایتی نداشت. اما در اصفهان ملک ارسلان را خدمت‌ها کرده بود و این منصب خریده، و در مثام لشکرگاه و غلبه بر صحرابی کفایت او کار می‌رفت و رشد وغی او اثری نداشت.

چون در شهر آمدند، او مردی غمز غریب بود و در استیناف مصالح ممالک و تدارک خلل و تقریر امور جهان‌داری در نصاب استقامت، حاجت افتاد به فحلی باذل با کفایتی کامل و تدبیری شامل، ناصح الدین ابوالبرکات که وزیر ملک طغرل بود و از آن رتبت استعفا خواسته و در خرقه اهل تصوف گریخته و از دنیا باکنار شده؛ در میان کشیدند و اسم وزیری بر وی نهادند؛ و او به عصا و خرقه کبود، تن در آن داد و عدل و ظلم، هر آن چه پیش آمد مباشرت آن کرد و دیوان عدوان در مساجد و رباطات و مدارس می‌داشت.

چون ماه دی سنه ۵۶۰ (خراجی) درآمد ملک ارسلان عزیمت جیرفت نمود با قطب الدین محمد اتابک و ناصح الدین ابوالبرکات وزیر؛ و تا اول ماه خرداد سنه ۵۶۱ آنجا بماند. پس به نظام حال و فراغ بال باز دارالملک بردسیر آمد و به قضای شهوت و شرب قهوت مشغول شد و از حفظ مراتب مخلصان و رعایت حقوق بندگان غافل؛ تا عقارب کید طرمطی و اصحاب او در حرکت آمد و سر کیسه فتنه نو گشاد.