افضل‌الدین کرمانی » عقد العلی للموقف الاعلی » قسم دوم » بخش ۴ - فصل

اکنون یاد کنیم چند کلمات در فضیلت عفو و حلم از آیات و اخبار و حکایات تا باعث باشد بر استدامت این عادت و استثمار این خلق.

فضیلت عفو و شرف حلم زیادت از آن است که درین فصول شرح توان داد، قال اللّه تعالی (خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِینَ)

و قال الله تعالی (وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوی.)

و مصطفی صلی الله علیه می‌گوید روز قیامت که جمله خلق در یک صحرا جمع شوند ندا آید که هر که را به نزد حق تعالی دستی است برخیزد هیچکس نتواند برخاست مگر کسی که از مجرمی عفو کرده باشد پس حق تعالی گوید دست از وی بدارید که من او را عفو کرده‌ام و گفته‌اند (العفو عند القدرة) اثر عفو آنجا ظاهر شود که قدرت عقوبت و مکافات ثابت بود و از آن تجاوز رود

و قال اللّه تعالی (وَ الْکاظِمِینَ الْغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ)

و مصطفی صلّی اللّه علیه بر قومی بگذشت و ایشان سنگی نهاده بودند و به نوبت برمی‌گرفتند پرسید که این چیست، گفتند (یا رسول اللّه هذا حجر الأشدّاء) سنگی است که اهل قوّت خویشتن را به حمل آن بیازمایند فرمود صلی اللّه علیه که من شما را بگویم که کدام مرد قوّت زیاد دارد. گفتند بلی یا رسول اللّه . گفت آن کس که در حال غضب خشم خود فرو خورد و دست مکافات در آستین محابات کشد.

و نیز مصطفی صلی اللّه علیه می‌گوید (عفو الملوک بقاء الملک) عفو پادشاهان سبب بقاء ملک ایشان است.

و امیر المؤمنین علی می‌گوید (اذا قدرت علی عدوک فاجعل العفو شکرا للقدرة علیه) یعنی چون بر دشمن ظفر یافتی شکر آن نعمت عفو باشد از وی.

و مأمون خلیفه می‌گوید اگر مردم لذّت من در عفو بدانستندی به تقرّب به من همه گناه کردندی.

و معاویه امیر المؤمنین عجب حلیم بوده است او خلافت را به کمال حلم یافت و از حلم او حکایت کنند که کسی پیش او آمد و گفت ای خلیفه، هند که مادر تو هست به زنی به من ده گفت ای مرد تو را از وی چه خوش آمده است گفت سرین بزرگ او گفت بی‌چاره پدرم ابوسفیان هم به این معنی افتاده بود.