جمله اصحاب نجوم اتفاق نمودند که چون قران هفتم بگذرد در قران هشتم سیارات هفتگانه در برج میزان جمع میشوند و به حساب قران در برج سنبله میباید و حکم کردند که این اجتماع سیارات در برج میزان موجب خرابی عالم است و اکثر عمارات به باد و زلزله برخیزد و در این باب مبالغت کردند و حال کرمان از دیگر مواضع بتر مینمودند به حکم آن که طالع کرمان میزان است.
من از این معنی کشف میکردم و به فضلاء جهان که سابقه معرفتی افتاده بود مینوشتم و از حقیقت آن میپرسیدم؛ بزرگی از کرمان در خراسان است او را جمال الدوله ابوالفتح گویند و در این علم انگشت نمای است و با من دوست سی ساله. چند نوبت در این باب به وی نوشتم و آن چه فضلاء خراسان در این قران حکم کردهاند باز جستم. وقتی فصلی که فرید نسوی نوشته بود و ابطال احکام انوری کرده بفرستاد. من به آن فصل خرم شدم و نسخت آن به دوستان اطراف فرستادم. پس جمال الدوله از علم خویش به من نوشت حکم باد که کردهاند رمزی است و حکما به آن تقلب احوال عالم و انقلاب ممالک خواستهاند و دلیل بر وی آن که بعد از قران هفتم در کرمان قومی دیگر باشند.
سخن آن فاضل فال ناطق و الهام صادق آمد و آن چه دیگر منجمان گفتند که کرمان خرابتر شود به عکس افتاد چه این قران و اجتماع سبب عمارت کرمان شد و ضعف آن مملکت که به غایت رسیده بود به قوتی هر چه تمامتر بدل گشت و قحط و تنگی و انواع مشاق از باقی رعیت برخاست و آن ملک بیمار را بقراط علت شناس به سر آمد و آن ولایت مرده را مسیح جان بخش بر بالین نشست. لاجرم آن شهر که پار دوزخ را به روی تفضیل مینهادند امسال او را بر بهشت ترجیح مینهند.