در حفظ صحت به تدبیر امور غیر طبیعی که او را ضروری خوانند.
بعضی آدمی که از این حالت بیرون نیست به آن هواست و خوردن و آشامیدن و حرکت و سکون و چیزی در تن بازماندن و بیرون آمدن خواب و بیداری و احداث نفسانی چون شادی و اندوه و اندیشه کارها و ایمنی و ترس و عادت که طبع آن است.
اما حال (هوا) که از جمله حفظ صحت است یکی هواست که دم زدن و نفس کشیدن به واسطه آن تمام میشود. هر گه هوا درست باشد و هر فصلی از سال بر مزاج خویش بود سبب تندرستی باشد. چنان که جالینوس میگوید که باید در غرض همه ابواب اعتدال باشد اما در هوا چنان که از سرمای او قرار در تو نیاید و از گرمی او عرق نکنی و مزاج مردم به اختلاف هوا بگردد چنان که کسی در هوای سرد و تر پرورده باشد پس انتقال کند به هوای گرم و خشک و مزاج او بگردد و بیماری پیدا آید، و بر ضد این همچنین. و حفظ صحت به اعتدال هوا چنان باشد که از هوای سرد و گرم احتراز کند و در هوای سرد هیچ عضو را برهنه نکند و خود را به جامههای گرم پوشیده دارد خصوصا در اول سرما که تن از هوای گرم بیرون آمده باشد و هوای سرد زودتر اثر کند. در سحرگاهان و بامدادان از جامه خواب گرم شده باشد از هوای سرد زودتر برنجد و در هوای گرم از گرمی هوا و تپش آفتاب احتراز کند و در جایی که از تپش آفتاب دور باشد مقام کند و آن جا آب بزنند و اوانی پاکیزه و میوههای سرد و تر چون سیب و امرود و و ترها چون کاهو و کاشنی و برگ بید و برگ مورد.
و اما در تدبیر (طعامها) و نگاه داشتن آن چنان باید که مردم غذا آن وقت خورند که شهوت صادق پیدا شود و ثقل طعام خورده جدا گردد و نواحی زیر شکم سبک گردند و حرکتی موافق کرده آید و چون شهوت صادق پیدا آید دفع آن نشاید کردن و زود غذا باید خوردن و اختراز کند از آن که معده به یک بار پر شود، بلکه چنان باید که هنوز کرده و شهوت طعام باقی باشد که دست از آن باز دارد، و اگر وقتی معده پرشود چنان که تنگی نفس آورد و دردسر و پهلو، در حال قی باید کردن و اگر اتفاق نیفتد خواب بسیار باید کردن و حرکت بسیار، روز دیگر غذا کمتر خورد و از عادت و اوقات طعام خوردن نگاه باید داشت و کمتر آن است که در شبانهروزی یک نوبت خورد و بیشتر آن که دو نوبت به اعتدال نزدیکتر و آن که در دو روز سه نوبت خورد یک روز باید در شبانهگاهی و دیگر روز وقت پیشین.
نوع (غذا.) جالینوس گوید بهترین طعام آن است که میان لطیف و غلیظ باشد چون نان گندم پاک و گوشت مرغ و کبک و ماهی و صراحی، و جایی دیگر میگوید که خون معدن(؟) در تن وی تولد کند باید که از نان گندم پاک تمام رسیده و گوشت گوسفند جوان و گوساله گاو درنگذرد و خصوصا گوشت عضلات و آن گوشتهاست که با شاخ و پی آمیخته است از جهت آن که هضم آن زودتر باشد و در جمله آن طعام زودتر گوارد که لذیذتر و به دهان خوشتر و میل طبع به آن زیادت باشد. و هر کس که غذای بد پرورده باشد و به آن عادت کرده موافقتر باشد از غذای نیک که به آن عادت ندارد.
و از آفتهای (هضم) آن است که طعامهای مختلف به هم خورند یا ترتیب گوش ندارند و طعامهای غلیظ پیش از لطیف خورند یا روزگار دراز در خوردن یک غذا باشد چنان چه نعمت های سخت از زمان آبستن دور افتد.
و در تابستان باید که طعامهای سرد خورند و در زمستان گرم اما از گرم به غایت گرم چنان که از آتش برداشته باشند و از سرد به غایت سرد چنان که به یخ سرد کرده باشند هم احتراز باید کرد چه گفته شد که بنای حفظ صحت به نگاه داشتن اعتدال است.
اما (میوه) اگر کسی تواند که ترک میوههای تر کند از بسیار رنجها ایمن شود و اگر نتواند بر انگور و انجیر اختصار کند و میوه پیش از طعام باید خورد تا از آفت آن ایمن توان بود و اگر در معده صفرا باشد یا رطوبت هر میوه که لطیف باشد چون خربزه و زردآلو و توت لابد مستحیل شود و مزاج آن خلط گیرد که در معده است و اگر میوه بعد از طعام خورند به زیان آورد و خربزه را که گفتهاند که پیش از طعام خورند اما بر اثر آن طعام باید خورد.
و معده باید که پیوسته سبک باشد تا تخمه نیفتد، پس اگر روزی زیاده خورده شود روز دیگر کمتر خورد و اگر دو سه روز بر هم اتفاق زیاده خوردن افتد زور به تدبیر آن داروی مسهل باید خورد تا معده و جگر و روده را پاک کند چو اطریفل کوچک که ایارج و تزید به آن بار کرده باشند با جوار سفرجل ماجب صبر.
و بباید دانستن که (آب) در تن هیچ عمل نکند جز آن که بدرقه طعام باشد و آن را به هر عضو برساند. کیفیت و کمیت آن وقت خوردن گوش باید داشت و آب در میان طعام نباید خورد و بعد از طعام تا معده سبک نشود و طعام بخورد و آن آب که بر سر طعام خورد باید که سرد باشد تا غذا در خود گیرد و هضم کند و از این گفتهاند که آب سرد معده را به جای جوارش باشد و هر کس که معده در جای سرد باشد یا او را رنجی باشد آب برف و یخ سرد کرده نشاید خورد و در شب بعد از خواب نباید خورد مگر که مخمور باشد یا محرور که او را زیان ندارد و از پس گرمابه و جماع و حرکت های سخت آب نباید خورد.
و اگر کسی (شراب) خورده باشد در حفظ صحت آن رعایت هم واجب است.
اولا انواع شراب که از شراب و خرما و دوشاب و جو و برنج سازند البته نباید خورد که دماغ را زیان آورد، و اگر اتفاق افتد که خورد نشاید که بر گرسنگی خورد یا بر پی طعامی که هنوز در معده قرار نگرفته باشد و نشاید که معده را پردوگران کند، و مستی متواتر زیان دارد و بیماریها آورد و در ماهی یک مستی رخصت دادهاند و محرور را اولیتر آن باشد که ترک شراب کند و اگر ضرورت باشد رقیق سفید باید مرقق کرده شراب شیرین تن را فربه کند اما دیر گوار باشد و سده بگشاید و مثل سرد مزاج مکونی و قرنفل و پوست ترنج و اگر کسی خواهد که از مستی زود هشیار شود سر که به آب بیامیزد و سه قدح از آن بازخورد.
(خواب) مداری چنان باید که آن وقت خسبد که طعام از دهن معده به قعر افتاده باشد و اندکی هضم پذیرفته باشد و چون در جامه خواب شود، نخست بر دست راست خسبد لحظهای پس بر دست چپ بازگردد و بر شکم خفتن محمود است و بر پشت بازخفتن زیان دارد. و خواب روز بسیار خفتن رنگ روی تباه کند و زکام و نزله آورد خصوصا در زمستان اگر روز خفتن عادت دارد جهد کند که از آن عادت بگذرد.
اما تدبیر (حرکت و سکون) جالینوس میگوید که سکون پیوسته و ترک ریاضت هیچ از طعام در تدبیر حفظ صحت آفتی بزرگ است و حرکت معتدل کردن پیش از قضا تدبیر نیکو نیست و جای دیگر میگوید و فزاغ مزاج را تباه کند و ریاضت و آمد و شد مزاج را لطیف کند و به اصلاح آورد.
و بقراط میگوید که سکون فراغ که منفعت ریاضت در تن زیاده از منفعت وارد باشد از آن که دارو گوشت تن را کم کند و ریاضت اعضا را قوت دهد، فضل ها تحلیل کند. و ریاضت هر کس بر حسب عادت او باشد و رفتن یا برنشتن یا کشتی گرفتن و ریاضت آن وقت محمود باشد که به اندکی ظاهر شده باشد و عرق نکرده باشد چون رنجه شود ترک باید کرد و هر که را مزاج گرم و خشک باشد او را ریاضت زیان دارد و اگر اتفاق ریاضتی افتد باید که به رفق و آهستگی و اگر کسی از دردسر نالد ریاضت او به رفتن و پای مالیدن باشد اما مالیدن، بقراط میگوید که اندامها از مالیدن سخت شود. از مالیدن بسیار ضعیف شود و از مالیدن اعتدال گوشت زیاده گردد.
اما (استفراغ) اگر چه انواع استفراغ بسیار است اما آن چه در باب تدبیر حفظ صحت رعایت آن واجب است فصد است و داروهای مسهل خوردن و قی کردن. جالینوس گوید استفراغ از جمله تن هرگاه که اخلاط بود بسیار به فصد باشد و ترک غذا و اگر اخلاط فاسد شده باشد به اسهال بود و غذا محمود. و جای دیگر گوید که هر کس فضلها در تن او گرد آمده باشد باید که در فصل بهار تن را پاک کند پیش از آن که خلطها در زمستان جمع شده باشد گداخته شود به اعضای رئیسه رسد و بیماریها آورد. اما فصد هر کس اندام او مادام باشد و گونه او سرخ و رگهای او فراخ به این طریق فصد باید کرد و دفع زکام و سرسام و صداع میکند و از دود و غبار و بویهای ناخوش احتراز نماید و از اندوه و اندیشههای دور و از خیالات نامعلوم بپرهیزد تا خونهای دماغی بر حال خود بگردند.