افضل‌الدین کرمانی » اشعار نویافته » شمارهٔ ۱۶

تو خود بودی که روی مردم دهر

به آب مردمی می باز شستی

تو بودی جره‌باز همت آخر

کجا شد آن کله داری و چستی

گرفتم دیگران بیمار بخلند

تو باری در مروت تندرستی