افضل‌الدین کرمانی » اشعار نویافته » شمارهٔ ۵

سکندر نفسم زآن بمانده زنده چو خضر

که مشرب لب او جشمه دهان من است

چو رخش معنی در زیر زین نطق آرم

کجاست آن که در این حیله هم‌عنان من است

طبیب حاذق مصر کلام خاطر من

خطیب منبر شیرین‌سخن زبان من است