سنگ جفای آسمان شیشه صبر ما شکست
دور فلک به عهد ما خود قدح وفا شکست
دوحه باغ عیش را صاعقه ستم بزد
سقف سرای طبع را زلزله بلا شکست
طاس نگون آسمان کرد زمین چو طشت خون
در رگ جان ز بس که او نیشتر جفا شکست