ای ز خون یک زمان نشُسته دهن
از تو تابش برد سهیل یمن
از تو برخاسته امان ز سپر
با تو رفته حمایت از جوشن
سر چو کردی برون ز جیب نیام
بسته با دامنت ظفر دامن
گندناصورتی و چون ترخون
سر خصمان درودی از گردن
روی روزی کز ابر تیره شود
شود از برق لمعهات روشن