افضل‌الدین کرمانی » دیوانچهٔ اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۴۱

ز جود وارث تخت سلیمان

خراجی خاک شد در شهر کرمان

به سامان زاو چنان شد کار عالم

که بد عهدی به دور آل سامان

به گیتی جاودان باداش ملکت

همیشه بر جهان باداش فرمان