از بس که سوده جرم فلک سطح منظرش
بیموی گشته است بر او فرق پاسبان
لا بل که شکل انجم و راز ملائکه
دید و شنید بر شرفش مرد دیدهبان
مانند بحر ژرف کز او بد گذر کند
عنقا به زخم شپهر و زورق به بادبان