افضل‌الدین کرمانی » دیوانچهٔ اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۳

گل نمود از تتق پرده جمال

گو رجب باش بده مالامال

بامداد است و ملولیم بیار

جام مل تا ببرد بوک ملال

گل چو اندر رجب آمد بر ما

نتوان خورد می اندر شوال