افضل‌الدین کرمانی » دیوانچهٔ اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۲

بر کلیچه نام تو بنگاشتم

پس فکندم پیش سگ تا خایدش

سگ نخورد آن را ببویید و برفت

گفت بوی سفلگی می‌آیدش