افضل‌الدین کرمانی » دیوانچهٔ اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۴

هلال پشت خمیده به زهره روی آورد

چو طاق ابروی جفته که جفت خال نمود

هلال و زهره فرازش ز لوح مینارنگ

به چشم من ز زر ناب حرف دال نمود

کمان گروهه سیمین و مهره زرین

ز شکل زهره و ماهم همی خیال نمود